سخت است هنگام وداع آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبور است ، پاره ای از وجود تو را نیز با خود خواهد برد
ای دوست دلت همیشه زندان من است![]()
آتشکده ی عشق تو از آن من است![]()
آن روز که لحظه ی وداع منو توست آن شوم ترین لحظه ی
پایان من است![]()
به نام مهر آیین خدای رحمت
سخت است هنگام وداع آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبور است ، پاره ای از وجود تو را نیز با خود خواهد برد
ای دوست دلت همیشه زندان من است![]()
آتشکده ی عشق تو از آن من است![]()
آن روز که لحظه ی وداع منو توست آن شوم ترین لحظه ی
پایان من است![]()
گفته بودم
که اگر بوسه دهم
توبه کنم
که دگر باره
از این گونه خطاها نکنم
بوسه را داد
چو برداشت
لبش از لب من
توبه کردم
که دگر توبه ی بیجا نکنم

این پست رو فقط بخاطر یکی از دوستام نوشتم که فکر میکنه تنهاست اما خبر نداره که خیلیا در کنارشن.البته دلیل دیگشم اینه که یادم رفت تولدشو تبریک بگم و این موضوع اذیتم میکرد.
این اشعار هدیه ی خوبی نیستن اما میتونن به عنوان یادگاری از یک دوست تو قسمتی از فایلات جایی داشته باشند.
با تو کوچه های بن بست میرسن به کهکشونها
با تو بیراهه یه راهه به نشونه بی نشونا
اونا که از تو نشونی روی پیشونی ندارن
داغشون رو دلشونه خم به ابرو نمیارن
آرزویم این است :
نرود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت
و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی
عاشق آنکه تو را میخواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تورا دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد
گل من هدیه ام را بپذیز
چکه اشکی ست که از چشمه ی جوشان دلم جوشیده
و
گلی سرخ که از سبزترین ناحیه ی عشق برایت چیدم
تولدت مبارک![]()
به تو عادت کرده بودم رفتی شدی غریبه
عاشق عشق تو بودم با چه احساس قشنگی
فقط و فقط با تو بودم توی دنیای دو رنگی
اما تو رفتی...
از کجای این دنیای لعنتی که اینجوری با من بازی میکنه
خسته شدم اما دلیل خستگیمو نمی دونم
از یاد رفتم اما چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه یکی نیست بگه خدایا اگه دست به ساختن این دنیای زشت نمی زدی چی می شد؟
چرا باید همیشه بازنده من باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این انصافه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عدالته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه به قرآن این آخر نامردیه
دروغ پسرانه :
1. خيلي ميخوامت(ماشاالله پسرها همه رو ميخوان)
2.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا)
3.تا اخرش با هاتم(ولي از نوع بشنو باور نکن)
4.غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت)
5.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي)
6.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز اون يکي)
7.دوستت دارم(دروغ سال)که مد شده
اینم که میشه آخرعاقبتشون![]()

تقدیم به همه ی پسر ایرونیای عزیز![]()

اگر با بودن من غم تودلت جون مي گيره ميميرم كه تا ابد قلب تو اروم بگيره.اگه بابودن من باغ تو ويرونه ميشه ميرم امابدون دل بي توديونه ميشه

سلام دوستای گل خودم چطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدین گفتم خیلی بی ثباتم دوباره بر میگردم؟!؟!؟!؟!!
امیدوارم بتونم با نظرای قشنگتون یه وبلاگ قشنگ و دیدنی بسازم

سلام دوستای گلم امیدوارم خوب و سلامت باشید راستش برای آخرین آپم اومدم امروز ۱/۲/۸۷ و ساعت ۴:۱۰ است. دیشب یه مساله ای برام پیش اومد و تو چت با یکی از بهترین دوستام حرفم شد و دیگه نمی خوام بیام اینترنت.راستش آدم بی ثباتی هستم شاید فردا ۱هفته ی دیگه ۱ماه دیگه یا یه روزی از همین روزای خدا دوباره برگشتم.
به هر حال از همتون ممنونم که با نظرای قشنگتون همایتم کردین که وبلاگم رو به اینجا برسونم خصوصا"
یوسف
عزیزم که همیشه کمکم می کرد.
فرشید جون و محمد جون خیلی متاسفم که دیر باهات آشنا شدم و این آشنایی زودم تموم شد![]()
گل مریمم امیدوارم این یکی دو سال سختیت زود تموم شه و بابت نظرای قشنگت مرسی واقعا"![]()
بهزاد جون اگه خوبی بدی دیدی حلال کن ( بد اخلاق )
وحید جون مرسی که یاد و خاطر عزیزی رو برام زنده کردی![]()
و عزیز دلم آرش که البته نمی دونم میاد به وبلاگم یا شایدم افتخار نده بیاد اما اگه اومدی می خواستم بگم خیلی عزیزی و بخاطر تموم دعواهامون و بحثامون عذز می خوام .![]()
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و ویرانه ی خویش
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه ی امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد و می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
ز تو ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من...

امیدوارم دوباره بتونم بیام پیشتون
خیلی دوستون دارم
قلبم درد تنهایی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
برگهای آخر تقویم عشق
حرفی از چشمان بارانی نداشت
کاش می شد راه سرد عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت

ازت خبر ندارم و تا خود صبح بیدارم
حس خوبی ندارم چشام همش به ساعته
می پرسم این چه حسیه؟ یکی میگه خیانته
گوشی و بردار تا صدات یه ذره آرومم کنه
این نفسای آخره دلم داره جون میکنه
همش دارم فکر می کنم دست یکی تو دستته
دارم میمیرم ای خدا فکر می کنم حقیقته

خشک پاییزی راه می رفت و صدای خش خش برگها همان آوایی بود که من گمان می کردم می گفت :
دوستت دارم!

چرا تا میخوای به کسی تکیه بدی همچین خودشو کنار می کشه که جوری بخوری زمین که دیگه نتونی بلند بشی؟...
آی خدا دلگیرم ازت... آی زندگی سیرم ازت...
آی زندگی می میرم و عمرمو می گیرم ازت...
این غصه های لعنتی از خنده دورم می کنن
این نفسای بی هدف زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من منو از اینجا می بره
چه اعتراف تلخیه...انگار رسیدم ته خط...وقت خلاصی از همس...
آی دنیا بیزارم ازت

به تو پيوستم واز خودم گسستم
وليكن سرنوشتم اين سه حرف بود تو را...
ديدم پرستيدم شكستم

و آغاز بهترين بهانه براي زيستن است
سال نو مبارك بر آمد بهاری دیگر مست و زیبا و فریبا
چون دوست سبدی پیدا کن ، پر کن از سوسن و سنبل که نکوست همره باد بهاری بفرست
پیک نوروزی و شادی بر دوست !
دوستای قشنگم سال نو بر همتون مبارک![]()

عاشقی آوارگی بیچارگی دارد
به خویش مرد باید بود و رفت باید گذشت از جان خویش
زندگی بی عشق مرگ است مرگ بر این زندگی
زنده باد عاشق پرستی زنده باد این زندگی

چرا،گفت میخواهم تمام دنیا بدانند كه اسكندر با آن همه شكوه و جلال دست خالی از دنیا رفت
بد نیست ما هم از اسکندر یاد بگیریم و یه کم به مغزمون فشار بیاریم شاید یادمون بیاد ایرانی هستیم و این
خصلتهای عربیمونو کنار بزاریم...
من به اندازه جشمان تو غمگين ماندم و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهي نگران،
تو به اندازه تمام تنهايي من شاد بمان![]()

دیروز دوستم سر کلاس یه شعری واسم نوشت از آقای مهدی سهیلی که وقتی خوندمش دوباره یاد این زندگی لعنتی افتادم و یاد سکوت خدا در برابر دنیا که چطوری داره بازیمون می ده یاد لحظه های تنهایی یاد وقتایی که دوروبرم شلوغ بود و انگار کسی نبود...
شعرش این بود
(( من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل
بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید))
همه دریا از آیین ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
نه از باران نه از باران شبنم نه از گل
ز اسرار حقایق می نویسم
من از داغ شقایق می نویسم
محبت را به دل دادن صفای سینه می خواهد
به یاد دیگران بودن دل بی کینه می خواهد
سالها بود از خود می پرسیدم که من کیستم؟...
آتشم؟
شورم؟
شرارم؟
چيستم؟
ديدمش امروز و دانستم كنون او به جز من ، من به جز او نيستم...
آه... امشب بوي باران تازه است ... التماس گريه بي اندازه است ... تازگي ها شب برايم آشناست ...
من و شب هستيم.... غم هم پيش ماست ... مي نويسم گاه زيبا گاه زشت... مانده ام در لابلاي سر
نوشت ... روز از گنجايش غم خالي است... شب براي گريه هايم عالي است...![]()
نگات به صدتا آسمون می ارزه
نگاه کنی رویاها رنگی می شن
ستاره ها به چه قشنگی می شن![]()